اشکهام...

چشم براهتم هنوزم...

 

 

کی اشکهام و پاک میکنه

شبها که غصه دارم

دست رو موهام کی میکشه

وقتی تو رو ندارم

شونه کی مرحم هق هقم میشه دوباره

از کی بهونه بگیرم شبهای بی ستاره

کی منتظر میمونه حتی شبهای یلدا

تا خنده رو لبام بیاد شب برسه به فردا

کی از سرود بارون قصه برام میسازه

از عاشقی میخونه وقتی که راه درازه...

 

 

و باز هم نام تو

 

آنقدر نام تو را زیر لبم زمزمه کردم

که لبم سوخت، ولی...

عاشقانه منتظرت میمانم

نام تو را توبه نکردم